ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
کـــه دریـــده شـــده ایــــم
.
.
.
دروغـــ رو هــمــه مــیــگـــن ؛
امــا اونــجــاش بــه آدم فــشــار مـــیــاد
کــه هــمــراه بــا شــنــیـــدن ِ دروغ
خــر هـــم فـــرض بــشـــی …
.
.
.
می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !
.
.
.
بـرایِ قـــد کشــیدنــم ،
خیــلی هـا ..
کــوتـــــاه آمــدنــد …!
.
.
.
اعتقادات هر کسی مثل مسواکه ،
خواهشا تو حلق بقیه نکنین !
.
.
.
اگه کثافت رو با خودکار معطر بنویسی هم
چیزی از معناش کم نمیشه !
درست مثه آدمهای گندی که
لباس و آرایش و موقعیت خوب دارن !
.
.
.
اینـجــــا ، زمین …
ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان !
نـــــرخَ ش هـــــم بـــــروز نــیست !
امّــــا ،
مصـــرفـش تـــــاریـــــخ دارد !
سلام ، تـــــولــــــیدَش !
و انــــــــقضـــایــــــــش ؛
خــــداحــــافــــظ !
.
…
.
.
نسلـی هستــیـم ،
که روزهــا میخــوابیــم..
و شبــهـا بیـــــداریـــم !
چــون..
تــاریـکی شب ، بـــرامــون..
قــابــل تحمـّـل تــر از “تـــاریــکی” روزهــامــونــه !
.
.
.
اگر آزادی همزاد وفاداری نباشد دنیا طویله می شود…
.
.
.
انسان های ساده را احمق فرض نکنید ؛
باور کنید آنها خودشان نخواستند که “هفت خط” باشند …
.
.
.
مــزرعـه را..
ملـــخ هــا جــویــدنــد !
و مــا ..
بــــرایِ کـلاغهــا “متـــرسک” سـاختــــیم !
و ایـن بــود ،
شــروعِ جـــــهالــت …!
.
.
.
آرزوی کسی نباش
آرزوی آدم ها قیمت دارند
جایگزین دارند
تاریخ مصرف دارند!
.
.
.
چـه غــم انگــــیـز اسـت ..
ســرنــوشـتِ مــاهــیِ کــوچــک ..
وقتــی ،
بــه هــوایِ جُــفتِ خــود ..
بــه اقــــیـانــوس مــی زنــــد ..
و نهــــــنگ هــــا ..
عــاشقَـش مــی شـــونـــــد !
.
.
.
نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !
همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …
.
.
.
بسیاری از شکست های زندگیم
به خاطر دروغ هایی بود که باید می گفتم اما نگفتم !!
.
.
.
بعضی ها ،
هیچ وقت آدم نمی شوند !
در چرخه ی تکامل …
چگونه ظاهرِ آدم یافتند ، نمیدانم !
خصلتشان زخم زدن است !
و
خراشیدنِ روح !
حالا تو بگو ،
چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ..
اگر چنگ در نیاوری !
دوام می یــابــی !
.
.
.
یه میز هرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه
اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میز نمیشه …
کسی رو پیدا کن که پایه ت باشه !
.
.
.
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
.
.
.
تـــا زمــانــی کــه ..
خــواستـه ای از کسـی نـــداری …
خــواستـــنـی هستـی !
.
.
.
این جا
آنقدر شاعرانه دروغ می گویند
و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند
که نمیدانم
در این سرزمین
با اینهمه فریب
چگونه ست که دلم هنوز
خواب باران را دوست دارد!
عمری از خود پرسیده ام چرا اینقدر ساده ای؟ گفتند گوسفندی در گله ی گرگان طعمه ای است بس آسودنی.....
مات شدم
عالی بود عزیزم
از رفتنت !!
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست
سلااااااااااااااااااااااام اپت عالی بود....
باریکلا به این پشت کار
اخریییییییییییییییییییش که عااااااالی بود...
دلت اومد که بری دردو به من هدیه کنی
دلت اومد که بری منو پر از گریه کنی
دلت اومد که منو بزاری به حال خودم
چجوری دلت اومد حالا که عاشق توأم...
افسوس همیشه خواستن توانستن نیست گاهی خواستن داغیست که تا ابد بر دل میماند…
...
ولی بعضی هاش خیلی قدیمی بوووووووووووود....
ممنون که خبرم کردی
قشنگ بود
کاری نکردم
آدما گاهی اوقات گریه می کنن نه بخاطر اینکه ضعیف هستند بلکه به این
خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند…
آزادی که در پس آن هزاران شکارچی در کمین باشد...
زنده باد قفس
به آدمها دلخوش نکن،باتغییر زاویه خورشید تکیه بر درخت دیگری میزنند...
ممنون که اومدی
خوب بود
آپــم
دوس داشتی یه سری بزن
عطــرهای گــرون قیمت رو ول کن
ادم باید بوی اعتماد بده ...
اره واقعا
همشون قشنگ بودن
بهم سر بزن
نیا باران...!
زمین جـای قشـنگی نیست...!
من از اهل زمینم...!
خوب میدانم که گل در عقد زنبور است...!
ولـی از یک طرف پروانه را هم دوست میدارد...!
shomam link shodi
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت
دلباخته سفر بود اما همسفر ناشت
حکایت کسی است که زجر کشید اما زجه نزد
زخم داشت اما ناله نکرد
نفس میکشید اما هم نفس نداشت
خندید اما غمش را کسی نفهمید..
خوب بود مرسی یه سرس هم به من بزن نظربده خوشحال میشم

یکی دردو یکی درمون پسنده
یکی وصل و یکی هجرون پسنده
مو از درمونو دردو وصل و هجرون
پسندم انچه که جونون پسنده.